درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده مي شود .
پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟
از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و…
حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است:
با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند.
نگاهی تازه گفت
و با چنان امیدی عشق خداوند را در دلت احساس کن که خود فرشتگان نبودت را در بهشت احساس کنند و حتی اگر خود شیطان بنا بر اتفاق خواستار ماندنت در جهنم بود، آنها تو را به جایگاهت بازگردانند.
cezibela گفت
بسیار زیبا بود